شعر سیاه

بهترین شعرهایی که خوانده ام

۱۶ مطلب با موضوع «دیگران» ثبت شده است

باران می بارد _ قاید حسینی

باران می بارد
ببین....

دست هایم‌را بالا می برم
شاید
         سدی باشد برای نرفتنت
نگذار
         نگذار این ابرها سیل شوند
این شهر
         برای غرق شدن
                 خیلی کوچک است

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه _ شهریار

سایه جان رفتنی استیم، بمانیم که چه

زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه

 

درس این زندگی از بهر ندانستن ماست

این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه

 

خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز

دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه

 

آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز

بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه

 

دور سر هلهله و هاله شاهین اجل

ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه

 

کشتی ای را که پی غرق شدن ساخته اند

هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه

 

بدتر از خواستن، این لطمه نتوانستن

هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه

 

ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست

کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه

 

گر رهایی است برای همه خواهید از غرق

ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه

 

ما که در خانه ایمان خدا ننشستیم

کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه

 

مرگ یک بار مثل دیدم و شیون یک بار

این قدر پای تعلل بکشانیم که چه

 

شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند

ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

بعد من تنها نخواهی ماند اما بعد تو _ سجاد سامانی

آه اگر دوران شیرین وفا خواهد گذشت

روزهای هم‌نشینی‌های ما خواهد گذشت

 

بعد من تنها نخواهی ماند، اما بعد تو

بر من تنها نمی‌دانی چه‌ها خواهد گذشت…

 

عاشقان تازه‌ات اهل کدام آبادی‌اند؟

عطر گیسوی تو این بار از کجا خواهد گذشت؟

 

تاب دورافتادنم از تاب گیسوی تو نیست

کی دل آشفته از موی رها خواهد گذشت؟

 

ای دعای عاشقان پشت و پناهت! بازگرد

بی تو کار دوستداران از دعا خواهد گذشت …

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

علت این خشکسالی، بی حجابی های توست _ مصطفی مشایخی

محتسب بد پوششی را دید و خِفتش را گرفت

گفت : رفتارت کمی تا قسمتی هنجار نیست

 

جامه هایی را که پوشیدی زیادی روشنند

تازه شانس آورده ای، پیراهنت گلدار نیست!

 

گونه ها و بینی و لب را مرمت کرده ای

چیز اورجینال یا آکی در این رخسار نیست

 

رفته ای با سرمه و سرخاب میکاپیده ای

خوشگلی جرم است و غیر از اذیت و آزار نیست!

 

ای که با چسبینه (ساپورت)، شهری را به آتش می کشی

بشکه ی باروت و کبریت است این، شلوار نیست

 

یا نخر یا آنکه از این سند بادی ها بخر

هم خوش استیل است هم پوشیدنش دشوار نیست!

 

چشم مارا دور دیدی، موی خود افشانده ای

چارقد سر کردنت هم بی ادا، اطوار نیست

 

هرعذابی می کشیم از روسرى شُل بستن است

ور نه مسئولی در این جا هیچ، سهل انگار نیست!

 

علت این خشکسالی، بی حجابی های توست

نقش تغییرات جوّى، اینقدر بسیار نیست

 

آدم از این شُل حجابی های حوّا  ضربه خورد

میوه ی ممنوعه خوردن، جرمش این مقدار نیست!

 

کردگار ای کاش زن ها را کچل می آفرید

تار گیسویی نباشد روز ماهم تار نیست

 

مو پریشان گفت: باشد زلف از ته می زنم

تا ببینم بعد از این مو، مشکلی در کار نیست!؟

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

ما از خودی گل های بعضا بدتری خوردیم _ مرتضی عابد پور لنگرودی

طرح ولایت، تور مشهد، راهیان نور 

هی روضه می خوانیم در سوگ عمیقی که... 

از بخیه های پاره ی زخمی دیالکتیک 

تا ((امریکن پای)) و ((خداحافظ رفیق)) - ی که... 
  

ما قابلیت های فوق العاده ای داریم 

یک مورد اینکه: ما نخورده بیشتر مستیم 

با جنتی هم میشود جوک های خوبی ساخت 

دنیا بخوابد، ما که بیداریم، ((ما هستیم)) 

 
با ریش، با ریشه، به هر نحوی که شد بردند 

با جعبه هم بردند، قدری دیر پی بردیم 

از کوی دانشگاه تا کرسنت و مک فارلین 

- ما از خودی گل های بعضا بدتری خوردیم 

 
نسل ((روانی چادرت رو از سرت بردار)) 

نسل (( پسر جون دوره ی اندیشه برگشته)) 

نسل برنزه، نسل ویسکی، نسل همخوابی... 

((ممد)) نبودی شهر ما آزادتر گشته 

■■■

یک روز با این هایی و یک روز با آن ها

رندی که از تخریب می ترسد بلاکش نیست

سرباز باید پشت دشمن را بلرزاند

شطرنج جای مهره های اهل سازش نیست

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد