شعر سیاه

بهترین شعرهایی که خوانده ام

۴ مطلب با موضوع «قیصر امین پور» ثبت شده است

ناگهان این اتفاق افتاد _ قیصر امین پور

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد

آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد

آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت

رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد

صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه

آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟

هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد، نشد

هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد

هر چه روزی آرمان پنداشت، حرمان شد همه

هر چه می پنداشت درمان است، عین درد شد

درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود

پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟

سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل

یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد

بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان

ناگهان این اتفاق افتاد: "زوجی فرد شد"

بعد هم تبعید و زندان ِ ابد شد در کویر

عین مجنون از پی لیلی بیابانگرد شد

کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل

تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد

 
ادامه مطلب...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

قطار _ قیصر امین پور

قطار

قطار میرود

تو میروی

تمام ایستگاه میرود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

کنار این قطار ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام....

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

تقصیر عشق بود _ قیصر امین پور

باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد 

آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد

گویی که آسمان سر نطقی فصیح داشت

با رعد سرفه های گران سینه صاف کرد 

تا راز عشق ما به تمامی بیان شود 

با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد 

جایی دگر برای عبادت نیافت عشق 

آمد به گرد طایفه ی ما طواف کرد

اشراق هر چه گشت ضریحی دگر نیافت 

در گوشه ای ز مسجد دل اعتکاف کرد 

تقصیر عشق بود که خون کرد بی شمار 

باید به بی گناهی دل اعتراف کرد

ادامه مطلب...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد

کتاب چار فصل زندگی _ قیصر امین پور

در کتاب چار فصل زندگی

 

صفحه ها پشت سر هم می روند

 

هر یک از این صفحه ها یک لحظه اند

 

لحظه ها با شادی و غم می روند

 

 

 

آفتاب و ماه یک خط در میان

 

گاه پیدا گاه پنهان می شوند

 

شادی و غم نیز هر یک لحظه ای

 

بر سر این سفره مهمان می شوند

 

 

 

گاه اوج خنده ی ما گریه است

 

گاه اوج گریه ی ما خنده است

 

گریه دل را آبیاری می کند

 

خنده یعنی این که دل ها زنده است

 

 

 

زندگی ترکیب شادی با غم است

 

دوست می دارم من این پیوند را

 

گرچه می گویند :شادی بهتر است

 

دوست دارم گریه با لبخند را

ادامه مطلب...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
میلاد