باز هم صبح و ترافیک و من و سختی ها

باز هم دور تسلسل سر بدبختیها

 

باز هم وسوسه ی شعر و صف لیوانها

باز هم شام شب و همهمه ی مهمانها

 

باز انگار زری رفته کسی را دیده

باز زن دوم حاجی دو قلو زاییده

 

باز بحث است کسی رفته محلل شده است

قیمت نفت، طلا، زن، متحول شده است

 

باز رویای تو کابوس بدِ بیداری ست

باز افسردگی و حال بدم تکراری ست

 

عشق در لحظه باور به خودش هم شک کرد

رگی از تیغ گذر کرد و غمت را حک کرد

 

بعد تو شک همه دنیای مرا با خود برد

خوره شد، آمد و احساس قشنگم را خورد

 

شک به تو شک به خودم شک به خود شک حتی

شک به اشکی که چکیده ست دقیقا اینجا

 

بعد تو آنکه نبودم و نبایست شدم

بعد تو هر چه که هر کس نتوانست شدم

 

بعد تو درد بدی بود مونث بودن

سوژه ی خاله زنکهای مقدس بودن

 

سوژه ای منحط و بی دین که شبی سنگ شده

سوژه ای که به خدا باز دلش تنگ شده

 

بعد تو، دور خودم، دور خودم چرخیدم

سکه افتاد، خط آمد، ته خط را دیدم

 

بعد تو عشق من این پاکت سیگار شده